مهمونی سهیلا جون
اینبار جلسه صندوق تو خونه سهیلا جون تشکیل می شد و اونم روز چهارشنبه 21 خرداد ماه بود بابایی هم نبود از اونجایی که وانیا خانم خیلی اتوبوس سوار شدنو دوس داره و این مسیرم با اتوبوس راحت تر بود تصمیم گرفتیم با اتوبوس بریم خیلی راحت رفتیم از سر کوچمون سوار اتوبوس شدیم و سر کوچه خونه سهیلا اینا پیاده شدیم حدیث که نبود شمال بود شیمام میخواست بره مولودی ولی مهمونیش زود تموم شده بود و خودشو آخرای مهمونی رسوند و ما برگشتنی با شیما جون اومدیم ... ...
تعطیلات خرداد
پارک بهشت مادران
یه چند وقتی بود با دوستان میخواستیم بریم بوستان بهشت مادران اما هر بار به دلایلی قرار کنسل میشد تا اینکه بالاخره صبح روز یکشنبه 4 خرداد ماه طی یک اقدام ضربتی تصمیم گرفتیم و آماده شدیم و رفتیم البته فقط چهار نفر بودیم ولی با این حال خوب بود و بچه ها کلی بازی کردن چند روز بعدشم با حدیث و مشکات رفتیم شهر بازی امیر اونجام به بچه ها خیلی خوش گذشت ... و در آخر عکسهای شهر بازی روز جمعه که با مشکات و حدیث رفتیم ...
مهمونی زهرا جون
چهارشنبه 31 اردیبهشت یکی دیگه از جلسه های صندوقمون تو خونه زهرا جون برگزار میشد مام طبق معمول نهار خوردیم و آماده شدیم و با آژانس رفتیم دنبال حدیث و مشکات خیلی زود رسیدیم خونه زهرا جون خیلی خوش گذشت زهرا جون هم مثل همیشه کلی زحمت کشیده بود و میز خوشگلی چیده بود که متاسفانه وانیا خانم عکساشو از رو گوشی پاک کرد آخر شبم من و حدیث رفتیم پیش شیما جون و شب رو اونجا موندیم فرداشم چون بابایی نبود تا عصر اونجا بودیم و بعد اومدیم 16 متری برای خرید البته بچه ها پیش آقا بهروز موندن بعدشم اومدیم خونه و پشت سر ما هم بابایی رسید طبق معمول عکسهام ادامه مطلب ... وانیا خانم و دوستاش ...






